X
تبلیغات
رایتل

شکرانه  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 25 خرداد‌ماه سال 1391 در ساعت 10:19 ق.ظ


از عشـــق تـو فــــــریادم     از غصـه مـن آزادم


دنیا همـــــــه ویران است     از لطـــف تــو آبادم


دست از همگان شستــم      دستان ِ تو همزادم


با خــــون ِ جگــــــر کردم      بر مهـــر تــو بنیادم


بی وزن تو چون کاهـــــی      تی ثانیه بـــر بــادم


هر گوشه تنــم زخمیست      در حالیکه دلشـادم


هرچیز  ِ خوشی را "حق"      شکرانه ی تو دادم

نظرات (7)
قاصد آمد گفتمش : آن ماه سیمین بر چه گفت ؟

گفت : با هجرم بسازد گفتمش دیگر چه گفت ؟

گفت : دیگر پا ز حد خویش نگذارد برون

گفتمش : جمع است از پا خاطرم دیگر چه گفت ؟

گفت : سر را باید از خاک ره کمتر شمرد

گفتمش : کمتر شمردم زین تن لاغر چه گفت ؟

گفت : جسم لاغرش را از تعب خواهیم سوخت

گفتمش : من سوختم در باب خاکستر چه گفت ؟

گفت : خاکستر چو گردد خواهمش بر باد داد

گفتمش : برباد رفتم در صف محشر چه گفت ؟

گفت : در محشر به یکدم زنده اش خواهیم کرد

گفتمش : من زنده گردیدم ز خیر و شر چه گفت ؟

گفت : خیر و شر نباشد عاشقان را در حساب

گفتمش : این است احسان از لب کوثر چه گفت ؟

گفت : با ما بر لب کوثر نشیند عاقبت

گفتمش : چون عاقبت این است زین خوشتر چه گفت ؟

گفت : دیگر نگذرد در خاطرم یاد " عظیم "

گفتمش : دیگر بگو گفتا : مگو دیگر چه گفت

عظیم نیشابوری
دوست خوبم:
مرسی سینا
سلام ، جالب بود ...
.
راستی ؟؟؟ منو لینک نکردین ها ؟؟؟
.
خوش حال میشم به وبم سر بزنین ، فعلا
دوست خوبم:
لینک می کنم
چشم!
بازم عیدتون مبارک


دوست خوبم:
عید شما نیز مبارک است
هر گوشه مطاعی زعداوت شده انبار ...
درخـت و کـوه و د ریا ی تو زخـمیست
دوست خوبم:
درود بر برادر عزیزم!
very nice

خیلی قشنگ بود.
امیدوارم موفق باشی
دوست خوبم:
مرسی عزیز

خوش باشی
هیچ کجای دنیا به گرمی وزیبای آغوش تو نیست ای عشق جاودانم .
در میان بازوانت که جای میگیرم انگار که در امن ترین جای هستی هستم .
با من بمان که من بیتو هیچم بی تو با نیستی قرینم



دوست خوبم:
بانو! ما همینجوری خراب شما هستیم
قربان وجود نازنین ات
مرسی از مطلبتون اما چه عکس زیبائی واقعا حس عمیقی را انتقال میداد
دوست خوبم:
سپاسگزارم
شرمنده فرمودید

زیبایی در زاویه دید شماست
درود
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.