X
تبلیغات
رایتل

دلیل پیشرفت آقایان  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 31 فروردین‌ماه سال 1390 در ساعت 08:42 ق.ظ

ساعد مراغه‌ای از نخست وزیران دوران پهلوی نقل کرده بود:

زمانی که نایب کنسول شدم با خوشحالی پیش زنم آمدم و این خبر داغ را به اطلاع سرکار خانم رساندم ...
اما وی با بی‌اعتنایی تمام سری جنباند و گفت «خاک بر سرت کنند؛ فلانی کنسول است؛ تو نایب کنسولی ؟«!
گذشت و چندی بعد کنسول شدیم و رفتیم پیش خانم؛ آن هم با قیافه‌ای حق به جانب...
باز خانم ما را تحویل نگرفت و گفت «خاک بر سرت کنند؛ فلانی معاون وزارت امور خارجه است و تو کنسولی ؟«!
شدیم معاون وزارت امور خارجه؛ که خانم باز گفت «خاک بر سرت؛ فلانی وزیر امور خارجه است و تو... ؟«
شدیم وزیر امور خارجه گفت «فلانی نخست وزیر است... خاک بر سرت کنند!!! «
القصه آن که شدیم نخست وزیر و این بار با گام‌های مطمئن به خانه رفتم و منتظر بودم که خانم حسابی یکه بخورد و به عذر خواهی بیفتد.
تا این خبر را دادم به من نگاهی کرد؛ سری جنباند و آهی کشید و گفت:


« خاک بر سر ملتی که تو نخست وزیرش باشی !! »


داستان بالا هیچ ربطی به پی نوشت پایین ندارد! قسمم ندین



پ.ن: من که به نوبه خودم از این فوتبال و این لیگ حالم بهم میخوره بویژه این بازی آخری بین استیل آذین و پرسپولیس که با اون فضاحت تموم شد. به همه چی میخورد الا فوتبال.

البته با وجود سکاندارانی چون کفاشیان بهتر از این هم ازفوتبال ما انتظار نمی رود.

در ادامه مطلب یه کاریکاتور گذاشتم تا ضمن خنده ببینید چه معجونی است این فوتبال ما.

خوشا بحال گلی که کلاسش را از لیگ اروپا پایین تر نمی یاره.

ادامه ...

گناه  چاپ

تاریخ : دوشنبه 29 فروردین‌ماه سال 1390 در ساعت 10:27 ق.ظ


به ذهنم رسید اگر یه روز خدا میخواست به هر کدام از ما اجازه بده فقط یه گناه انجام بدیم، هر کدام از ما چه گناهی را انتخاب میکردیم.

نظر شما چیه؟

اگر این موقعیت پیش بیاد چه گناهی را انتخاب میکردین؟

لطفا بنده را تکفیر نفرمائید و در مورد نظری هم که میخواین بدین غلو نکنید.

بقول شاعر:

پدرم جنت به دو گندم بفروخت

ناخلف باشم ار من به جوی نفروشم

 

اینم یه نیمچه شعری از بنده در این زمینه:

 

سر ِ غفلت بـه بالیــن است یارب!

گنه کردن چه شیریـن است یارب!

 گنه بسیار و توبه گاه بی گاه

دلــــم در حـال تمریـن است یارب!

غلطهایی که این دل کرده، اغلب

مقصّـر چشم بی دین است یارب!

تو خود دل در قفس کردی ولی چشم

همیشـه روی پرچیــن است یارب!

" هر آنچه دیده بیند دل کند یاد "

دل از این دیده چرکین است یارب!

مـــرا درس ِ گنـــه آموخـــت آدم

بهای آن خطــــــــا این است یارب!

بنـــی آدم فراقــــی تلـــــخ دارند

فراق از اصـــل غمگین است یارب!

اگر آدم بــــه برّاق بــاز گردیــد

مرا هم دست بر زیــن است یارب!    (براق اسبی است که حضرت محمد(ص) با آن به معراج رفت)

بدور از چشمها عصیان چه حاصل؟!

تـــرا تا چشم دوربیــن است یارب!

در ِ رحمــت گشا بــــر روسیاهان

امیــــد ِ ما به آمیــــــن است یارب!

 

  ح.ا علت همه ی این گرانی ها عاقبت کشف شد. یه سر به ادامه مطلب بزنید تا هم گل لبخند رو لباتون بشینه و هم ببینید چه مغزهای نابی ما در این مملکت داریم. البته بی ارتباط با موضوع این پست نیست!

ادامه ...

کینه شتری  چاپ

تاریخ : شنبه 27 فروردین‌ماه سال 1390 در ساعت 12:05 ب.ظ


بدجوری شیطون رفته زیر جلدم

میخام ایندفعه خوب به حرفاش گوش بدم چون تا اینجا دلم پره .

سال 90 را نمی خاستم با کینه شتری  شروع کنم ولی حالا که موقعیتش پیش اومده حیفه از دستش بدم.

خرگوش سال90 شکار منه. میخام صاف بزنم به وسط قلبش.Gun Touting


یادم رفت اصل موضوع رو بگم

قضیه اینه که با پافشاری من اهالی مجتمع قبول کردند صاحبخانه طبقه سوم  مدیر مجتمع بشه

کلی گفتمان کردیم تا پذیرفتند من مدیر نباشم و اینکه نوبتی هم باشه نوبت آقای ایکس است.


این بنده خدا (آقای ایکس) تا دلتان بخاد دل منو خون کرده است.

با بی نظمی ها و کثیف کاری هایش

با ندادن شارژ ماهیانه و عدم همکاری در کارهای مجتمع

حالا که آسیاب به نوبته ، میخام هرچی دقه دلی دارم خالی کنم.

از هر نوع ایده مدیر آزاری استقبال میکنم.

نصیحت و ارشاد هم پذیرفته است، ولی بگم در این مورد خاص گوش من در و دروازه است.


ح.ا: معمولا در هر پستم دو سه مطلب میذارم. اینم بخاطر ایجاد تنوع بیشتره.

الانم تو ادامه مطلب یه موضوع طنز گذاشتم. بخونید بد نیست!

ادامه ...

صدقه عمر را زیاد میکند  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 25 فروردین‌ماه سال 1390 در ساعت 10:46 ق.ظ

پیرمرد خسته کنار صندوق صدقه ایستاد.

دست برد و از جیب کوچک جلیقه‌اش سکه‌ای بیرون آورد.

در حین انداختن سکه متوجه نوشته روی صندوق شد:

صدقه عمر را زیاد می‌کند


سکه اش را در جیب گذاشت و از صندوق دور شد!!!

 


خودمانی: با توجه به فرارسیدن فصل گرما و کار افتادن کولرها و بالا رفتن مصرف برق و در نهایت نجومی شدن مبلغ قبوض برق، برای جلوگیری از شوک وارده ناشی از رویت مبلغ قبوض تابستانه، از حالا برق مصرفی تان را برنامه ریزی کنید. کمی ابتکار هم به خرج بدیم بد نیست. درست مثل این ابتکاری که در عکس پایین مشاهده میکنید.

جدا راست گفتن ایرانیا نابغه اند.


  

پا ورقی: یه دلنوشته تو ادامه مطلب گذاشتم که از خودم نیست و از جایی کپی کردم.

مخصوص آقایونه. لطفا خانما نخونند. جدا ارزش خوندن داره.

ادامه ...

وب زدگی  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 24 فروردین‌ماه سال 1390 در ساعت 09:57 ق.ظ


چند روزی دلزده از وب بودم و هستم. تو اون حال و هوای دلزدگی یه چیزی به قلمم تراوش کرد

خدا کنه اسمش شعر باشه . من که اگر جایی این رو ببینم یه شکلک غرغرو براش میذارم.

البته شما اینکار را نکنید خوبیت نداره

 

چشمهایم خسته از اینجاست دیگر

دستهایم خالی و تنهاست دیگر


مرغ دریا بودم و میلم به دریا

دل خراب و غافل از دریاست دیگر


برگ ها چون یک به یک از شاخه افتاد

شاخه ها را استخوان پیداست دیگر


خاک هم پیمانه اش از ابر خالی است

جام مستی خالی از سوداست دیگر


لشکری از شوق بودم آن اوایل

خسته گشتم، دستها بالاست دیگر


مثل تابستان تنوری گرم بودم

سوز می آید، نوبت سرماست دیگر


قصد کردم کوله بارم را بـبندم

دیدم این دل تا ابد اینجاست دیگر


پس به خود گفتم: صبوری کن برادر!

تیغ فیلتر آخرش بر ماست دیگر

 

ح.ا.1: میگن بعد از حذف 4 صفر از پول ملی ، پیشنهاد شده پول خرد با نام دینار توزیع گردد. من موندم تو این وطن پرستی و علاقه مسئولین به فرهنگ ملی و ایرانی شان. والله اینا نوبرن. باید سلولهای خاکستری شان را طلا گرفت نه بخاطر بالا بودن آی کیو شان، بلکه بخاطر اینکه کمتر فسفر مملکت رو مستهلک کنند با این فکر کردنشان.

 

ح.ا.2: حتما شما هم مثل خیلی از دوستان دیگر در فیس بوک عضویت دارید. احتمالا در آنجا با عکسی که می تواند هویت شما را نشان دهد مشکل دارید. اینم بر میگردد به عدم امنیت ما ایرانیها که هیچگاه در فضای نت نداشته ایم. در ادامه مطلب عکسی طنز در همین مورد گذاشتم. میل داشتین یه نگاهی بهش بندازین.

ادامه ...

اینطوری کار کنیم  چاپ

تاریخ : دوشنبه 22 فروردین‌ماه سال 1390 در ساعت 10:39 ق.ظ


پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع به گرفتن شماره کرد.

مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد.
پسرک پرسید: خانم! می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟
زن پاسخ داد: کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد.
پسرک گفت: خانم، من این کار را با نصف قیمتی که او می دهد انجام خواهم داد.
زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.
پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد: خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم. در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت. مجددا زن پاسخش منفی بود.

پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت.

مغازه دار که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر…، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری به تو بدهم.

پسر جوان جواب داد: نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم. من همان کسی هستم که برای این خانم کار می کند.

 

پ.ن.1: مشغله کاری ام زیاد شده. اگر این روزا کمتر به دوستان سر میزنم پیشاپیش عذر میخام.

بین خودمان باشه یه حس دلزدگی هم نسبت به نت پیدا کردم. اما بعد از ده سال بعید است بتونم از نت کنده بشم. پوست کلفتتر از این حرفام. گمونم مقطعی باشه


پ.ن.2: دوست داشتین زاویه نگاهتان به عمر عوض بشه یه سر به ادامه مطلب بزنید.

ادامه ...

امتحان ریاضی  چاپ

تاریخ : شنبه 20 فروردین‌ماه سال 1390 در ساعت 10:34 ق.ظ

دلتنگ یک دوست بودم . میخواستم شعری که برای او گفته بودم آپ کنم.

دیدم بدجور گرفته و مشوشم لذا تصمیم گرفتم به خود حالی تازه بدم.

 

من خودم کلی ریاضی پاس کردم و حتی آنالیز 3 که جزء سخترین درسهاست رو در یک ترم 24واحدی پاس کردم اما این عکس گذشته از یک خنده دلچسب به من فهماند ریاضی یک بازی فکری بیش نیست.

 

 

پ.ن.1 (اطلاعیه): هیچ میدانستید پشت هر مرد موفقی... خدا میدونه چه زنی قرار دارد


پ.ن.2 (خبر): پیرزنی اینترنت یک کشور را قطع کرد!

شنیدنش خالی از لطف نیست. یک پیرزن ۷۵ ساله در مرز گرجستان، ساکن روستایی به نام کسانی، که به خاطر درآمد کم و در پی پیدا کردن مس برای فروش بود که به دو کابل نوری که اینترنت ارمنستان را تأمین می‌کردند دست برد زد.
این کابل‌ها اینترنت را از شرق گرجستان به آذربایجان و ارمنستان می‌آوردند. به همین خاطر در عصر روز ۲۸ مارس اینترنت سه ISP ارمنستان کاملا قطع شد.

.

دوست داشتن  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 در ساعت 08:33 ق.ظ


جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم .

خرس جواب داد: الان می خوام بخوابم.

خرس به خواب زمستانی رفت و هرگز نفهمید عمر جیرجیرک فقط سه روز است.


دوستان! اگر کسی را دوست دارید الان وقتشه که بهش این رو بگین

فردا شاید از دیر هم دیرتر باشه


 

ح.ا.1: جان من این دو تا گزارش را خوب بخونید بعد بگین آقایون ما را چی فرض کردند؟!

 

سازمان میراث فرهنگی و گردشگری:

آمار سفرهای نوروزی در عید امسال 20 درصد افزایش یافت.


شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی:

میزان مصرف بنزین در ایام عید 8 درصد کاهش یافت.

 

یکی نیست بگه پدر آمرزیده ها لااقل آمار غلطتان را باهم ست کنید تا سوتی ندین


به مرحوم ملا نصرالدین گفتند تعداد ستارگان آسمان چند تاست ؟ یک عددی را پراند!

اعتراض کردند ، گفت : باور ندارید بروید بشمارید.


 

ح.ا.2: اگه دنبال یه تقویم رومیزی توپ سال 1390 با امکانات ویژه برای دسکتاپ کامپیترتان هستید یه سر به لینک پایین بزنید.

پشیمون نمیشید. اگر راضی تون نکرد هرچی خواستین بگین. (به من نه به صاحبش )


دانلود

برای دانلود اول باید تو سایتش ثبت نام کنید

بعد از مرگ  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 16 فروردین‌ماه سال 1390 در ساعت 09:52 ق.ظ

از این داستان خیلی خوشم اومد.


سه دوست در یک اتومبیل به مسافرت رفته بودند و متاسفانه یک تصادف مرگبار باعث شد که هر سه در جا کشته شوند یک لحظه بعد روح هر سه دم دروازه بهشت بود و فرشته نگهبان بهشت داشت آماده می شد که آنها را به بهشت راه دهد...

فرشته نگهبان: یک سوال!!!
الان که هر سه تا دارین وارد بهشت می شین اونجا روی زمین بدن هاتون روی برانکارد در حال تشییع شدن بسوی قبرستان است و خانواده ها و دوستان در حال عزاداری در غم از دست دادن شما هستند دوست دارین وقتی دارن در کنار جنازه راه می رن در مورد شما چی بگن؟
اولی گفت : دوست دارم پشت سرم بگن که من جزء بهترین پزشکان زمان خود بودم و مرد بسیار خوب و عزیزی برای خانواده ام.
دومی گفت : دوست دارم پشت سرم بگن که من جز بهترین معلم های زمان خود بودم و توانسته ام اثر بسیار بزرگی روی آدمهای نسل بعد از خودم بگذارم.

سومی گفت دوست دارم بگن: نگاه کن داره تکون می خوره مثل اینکه زنده است!


 

ح.ا: بگم هر کی میخاد از خدمات جی پی ار اس در گوشی همراهش استفاده کنه از فکر همراه اول بیاد بیرون. از بهمن ماه به این ور چنان گند زده شرکت ارتباط سیار که حال آدم بهم میخوره از این سرعت لاک پشتی اش.

با توجه به اینکه شرکت مخابرات روی مرورگر اپرا مینی دوستداشتنی و گوگل کروم عزیز محدودیت ایجاد کرده ، بهترین چیز استفاده از اینترنت شرکت ایرانسل است.

اگرچه شدت فیلترینگ بروی اپرا مینی آنقدره که با جی پی ار اس ایرانسل هم براحتی باز نمیشه ولی گوگل کروم براحتی و با سرعت صفحات وب را باز میکند.

 

وقتی برای تصاحب 50درصد سهام مخابرات بعضی ها با قلدری شرکت رقیب را از میدان بیرون میکردند بی دلیل نبود . درست میگم سینا خان

شکایت نامه  چاپ

تاریخ : یکشنبه 14 فروردین‌ماه سال 1390 در ساعت 09:03 ق.ظ


این رو برای چه کسی نوشتم باور بفرمائید دقیقاً یادم نمی یاد

ولی حتما یه کسی بوده که پا رو دمم گذاشته در این چند وقته روزگار

حالا متهم پیدا نشد مهم نیست ، این که من  ازش شاکی ام هنوز به قدرت خود باقیست.

الان هم از دست یه دوست دیگه دلخورم.

عوض اون یکی این شعر رو تقدیم میکنم به این یکی



دلم نمی خواهد هوای دلتنگی

بیا کنارم باش رفیق یکرنگی

شبی به این سردی، بسان آتش باش

شبانه مهمان کن به دیزی ِ سنگی

نشسته در چشمم غروب تنهایی

سکوت شب بشکن به یک شباهنگی

رفیق این دل باش سپیده در راه است

رها مکن ما را به تیغ هر زنگی

تو همسفر بودی، میانه وارفتی

رفیق هر راهی، به راه دل لنگی

برای مه رویان کرشمه می آیی

برای ما خصم و دریده می جنگی

همیشه شادابی، همیشه دلشادی

گمان کنم تنها برای ما هنگی

ترا نمی خواهم به این هواخواهی

مکش مرا هر شب به بزم هر بنگی

بریده ای از ما، دریده ای بر ما

به این متد باشی برای ما ننگی

بیا بهارانست، بهار سرسبزی

دلی شکوفا کن به باغ دلتنگی

 

ح.ا: دیروز خیلی دلم سوخت برای اون بنده خداهایی که تو محشر سیزده بدر گرفتار تصادف جاده ای شده بودند. حالا چه مقصر خودشان بودند چه دیگران.

حیف بود که روز به این خوبی که آخرین روز تعطیلات عید هم بود کام خیلی ها تلخ شد فقط بخاطر یه سهل انگاری یا بی احتیاطی کوچیک.

( تعداد کل: 14 )
   1       2    >>