به می آغشته کن چشمان ِ تر را
به مستی تازه کن خون جگر را
دلت را صخره کن در پیش امواج
به دریا وا مده چون موج سر را
درخت زندگی از ریشه سست است
مزن بر قامت پوچش کمر را
گناه ِ بردگی بر ما نبخشند
ببر از گردنت این دردسر را
محبت از گدایان عین کفرست
بگیر از دست درویشان نظر را
اگر دستت نمی گیرد چراغی
به شب خو کن، مکن باور قمر را
مکن دلخوش به این پروانه بازی
ببر از بیخ و بن این بال و پر را
زمین از مردم ِ دلسنگ پر شد
ببند برپشت ِ دل بار سفر را
اگر چیزی برای خنده ات نیست
بجنبان بی خودی با چانه سر را
هیاهوی جهان از هیچ باشد
قوی باش و بخوان آواز خر را
:: این روزها همه از تغییر می گویند. یا خانه عوض میکنند یا خانه می آرایند.
گفتم چند وقتی ما هم در تغییر باشیم ببینیم چه خبر است و چه می شود.
تغییر خیلی خوبه
البته اگر در جهت بهتر شدن باشه
هنوز به جهتش فکر نکردم
دستت درد نکنه داداش
شوخی شوخی با شنگین کلک هم شوخی
خانه آراستیم بهر پذیرایی از دوستان عزیز
ظاهرا ً هم که مقبول افتاده . تغییرات شما هم مبارک باشد .
با شما نشوخیم با که بشوخیم
کمتر از تی ثانیه یکی دیگر بساز
اینکه غصه ندارد
ای امیــــد دل عشاق،ز خــــرها بگذر
روسفید ند خـــــــران، از خر ملا بگذر
این همه دور و برت پرشده ازخر بنگر
چهارپابستــــــــه وانسان ِ دوپارا بگذر
یه چند وقتی مثل انها حشر و نشر کنیم بلکه حال مان عوض شود


قربانت!
میشه آواز خرو به ما هم یاد بدین؟
هر چند شعرت طنز بود داداش ولی یه راه خیلی خوب بهم پیشنهاد داد
یعنی الان مفید واقع شدیدا
چرا از من برو از خودش یاد بگیر
afarin taqire jalebi bud
متشکر
سلام
تصویرتون خیلی بامزه است
شعرتون هم زیباست
تیکه میندازی بانو؟
از دست اینهمه پراکنده گوییتان