در به دیوار شبی شکوه از اینکار همی کرد
در میان ِ من و تو، دهـر چرا دخت ِ نبی کرد؟
من چرا باز شدم ، یا تو چــــــرا ایستادی ؟
وای ِ ما،دیدی که آن میخ چه با عشق علی کرد؟
:: مگر می شود سنگ بود بر آن لحظه ای که بانو زهرا در میان در و دیوار از میخ در که در پهلوی مبارکش فرو رفت، خون گریه نکرد؟
خط خطی های بارونی

دو روزه دلم می خواد بنویسه ولی واژه پیدا نمیکنه
می باره و همشو پاک میکنه...
معلومه هنوز فرصت اشتی پیدا نکردی
با خودت با خودش
گاهی آخرای وقت می بارد
چه باریدنی!!!!!!!!
شعر بسیار زیبایی بود آرمان جان .
اجرتان با بانوی دو عالم .
تسلیت مرا در این روزها پذیرا باشید
به شما هم تسلیت
انشاله شفاعت ان حضرت
سپاس
شعر گفتن و نوشتن برای خوبان

لیاقت و سعادت میخواد
همون چیزی که من ندارم
خیلی التماس دعا ...
منم مثل شما
از این لیاقت بی بهره ام