تا کی از پنجره ی بسته به بیرون نگریم؟
تا کی از چهره ی دنیا گل خندان نخریم؟
هرچه از غم تو بگویی همه صدق است ولی
تا به کی غصه ی امروز به فردا ببریم؟
قدر یک عمر سحر آمد و رفت از بر ِ ما
وقت آنست که این پرده ی شب را بدریم
روی دیوار دلت گرچه پر از خاطره هاست
پشت آن خاطره باغیست که ما بی خبریم
تیشه بردار و به دیوار ِ دلت راه گشا
تا ببینی که در آن باغ چقدر پر ثمریم
شعر بالا را در پاسخ شعر زیبای بانو خاطره که از ایشان درخواست کرده بودم پستی شاد بزنند نوشتم.
شاید برای شاد بودن به دنیا نیامده باشیم اما برای زجر کشیدن هم مامور نشده ایم.
خوشبختی را آنطور گاز بزنیم که آدم بر سیب ممنوعه ی بهشت گاز زد.
به بعد از بهشت فکر نکنیم. شاید در جهنم جایی برای ما نباشد.
سلام...
ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش
بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش....
ممنون که مهزبانی و دل نگران
آرزوی حقیر خوشبختی و شادمانی شماست
درود
از قدیم گفته اند نه سواره از پیاده خبر دارد ونه گرسنه از سیر.
آرمان عزیز من وتو از دریچه نگاه خود او را مینگریم اما نمیدانیم در پس این دنیای مجازی چه چیزی در حال شکل گرفتن است .
البته مرده ها اصولا از دنیای زنها خبر ندارن
فکر کنم درست گفتی بانو اگرچه منظورت این نبود
شما خانما ما مردها را در احساس مرده حساب می کنید
شاید به ناحق درست باشد
اگر چترت خداست،
بگذار ابر سرنوشت
هرچه می خواهد بر سرت ببارد...
دقیقا
راز عشق ورزیدن به هر چیز، درک یک جمله است؛
شاید از دست برود...
کاش که از دست نرود
راز عشق ورزیدن به هر چیز، درک یک جمله است؛
شاید از دست برود...
همین الان بچه ها تماس گرفتن گفتن ظرفیت جهنم تکمیله لطفا مراجعه نفرمایید !
بهشت چطور؟
تا همان روز که چشم دل خود باز کنی

بزنی بر دف دل چنگی و آغاز کنی
به صفای دل آن کودک بشکفته ز تو
کوک دل ساز کنی، خنده ی طناز کنی
بزم امید چو لبریز شد از نور و سرور
قصد فال خوش آن حافظ شیراز کنی:
*بشنو این نکته که خود را زغم آزاد کنی
خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی*
*آخر الامر گل کوزه گران خواهی شد
حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی*
تصمیم گرفتم شاعرم بشم آقا آرمان
چطور بود؟
حرف نداشت
از من بهتر گفتی
شما به من مناجات یاد بده منم شاعری یادت میدم
بسی زیبا مثل همیشه ...
شاد بودن نعمت بزرگی است ...
پس همواره شاد باشین و پایدار
مرسی
شادی هایتان افزون
زیبا بود مثل همیشه
مرسی
لطف دارید
خب هرکسی شرایط خاص خودش رو داره و البته دیدگاه مخصوص خودش رو به زندگی
گاهی از ترس کوتاه بودن شادی ترجیح میدیم غمگین باشیم و غمگین بمونیم(مثل خیلی وقتهای خودم)
البته من در مورد بانو خاطره هیچ قضاوتی نمیکنم
به هر حال زندگی هرکسی با انبوهی از مشکلات ریز و بزرگ مواجه هست
اما اگر از پشت پنجره امید به زندگی نگاه کنیم و به خدا اطمینان داشته باشیم
من مطمئنم میشه احساس های خوب رو هم در هر شرایطی تجربه کرد
خوشبخت بودن چیزی نیست جز احساس خوشبختی
گاهی همه چیزهایی که میتونه یه آدم رو خوشبخت کنه داریم اما خوشبخت نیستیم و گاهی بالعکس
برای بانو خاطره عزیز شادی و سلامتی روز افزون رو آرزو دارم
با شما موافقم
اما میدانم عینک خوشبختی خوبی را باید انتخاب کرد
چون خوشبختی در نحوه نگاه کردن ما به زندگی است
فکر کنم هر کسی با شما و استاد در ارتباط هست شاعر میشه

نمیدونم من چرا اینقدر توی این زمینه بی استعدادم
چند تا شعر گفتم بی معنی و بی سر و ته
اینقدر افتضاح که همه شون رو پاک کردم
واقعا نمیدونم چطوری میشه شعر گفت
البته میدونم شعر گفتن یه هنر و استعداده که متاسفانه این هنر قدر اپسیلونی در من نیست...
منم مثل شما
اینا هم که میگم معر هستند نه شعر
ولی از گفتن اش خوشم میاد
یه جوری الکی خوشم با شعرهام
شعر من هنوز تایید نشده؟!
ای باباااا
یکی آرمان شاعر رو پیج کنه لطفا
ولومش خراب بود
تازه درست شد
حق با شماست اما دلتنگی زمانه بیشتر است