نپنداری که دلگیرم که در دامت اسیرم
چنین کردم که از عشقت پر و بالی بگیرم
نیت کردم که تا هستی برایت زنده باشم
مگر روزی نخواهی تا برایت من بمیرم
برای دیدن رویت، گدای کوچه گردم
به هنگام تماشایت، برای خود امیرم
رها کردم به عشقت مکنت و بالا نشینی
به راهت نازنین زیبا، غباری سر به زیرم
نپنداری که چون آهو گریزم از نهیبت
برای هر شکاری از نگاهت مثل شیرم
مرا در عاشقی استاد درسی داده از عشق
به هر کس دل سپردم دل بجایش پس بگیرم
سپاس
من در برابر اینهمه احساس های زیبایت عشقم سر تعظیم فرو میآورم .
عاشق اون شعر نوشته های زیبایت هستم وبه وجودت افتخار میکنم گل زندگیم
ما بیشتر بانو!



بیشتر از هر چه بیشتر
قربان روی ماهت!
همیشه پر احساس و عاشق باشی در کنار بانو
متشکر