پیرمرد خسته کنار صندوق صدقه ایستاد.
دست برد و از جیب کوچک جلیقهاش سکهای بیرون آورد.
در حین انداختن سکه متوجه نوشته روی صندوق شد:
صدقه عمر را زیاد میکند
سکه اش را در جیب گذاشت و از صندوق دور شد!!!
خودمانی: با توجه به فرارسیدن فصل گرما و کار افتادن کولرها و بالا رفتن مصرف برق و در نهایت نجومی شدن مبلغ قبوض برق، برای جلوگیری از شوک وارده ناشی از رویت مبلغ قبوض تابستانه، از حالا برق مصرفی تان را برنامه ریزی کنید. کمی ابتکار هم به خرج بدیم بد نیست. درست مثل این ابتکاری که در عکس پایین مشاهده میکنید.
جدا راست گفتن ایرانیا نابغه اند.
پا ورقی: یه دلنوشته تو ادامه مطلب گذاشتم که از خودم نیست و از جایی کپی کردم.
مخصوص آقایونه. لطفا خانما نخونند. جدا ارزش خوندن داره.
*می گویند مرا آفریدند
از استخوان دنده چپ مردی به نام آدم
حوایم نامیدند یعنی زندگی
تا در کنار آدم یعنی انسان
همراه و هم صدا باشم
* می گویند میوه سیب را من خوردم
شاید هم گندم را
و مرا به نزول انسان از بهشت
محکوم می نمایند بعد از خوردن گندم
و یا شاید سیب
چشمان شان باز گردید
مرا دیدند
مرا در برگ ها پیچیدند
مرا پیچیدند در برگ ها
تا شاید راه نجاتی را از معصیتم پیدا کنند
* نسل انسان زاده منست
من حوا فریب خوردۀ شیطان
و می گویند که درد و زجر انسان هم
زاده منست
زاده حوا
که آنان را از عرش عالی به دهر خاکی فرو افکند
* شاید گناه من باشد
شاید هم از فرشته ای از نسل آتش
که صداقت و سادگی مرا
به بازی گرفت و فریبم داد
مثل همه که فریبم می دهند
اقرار می کنم
دلی پاک
معصومیتی از تبار فرشتگان
و باوری ساده تر و صاف تر از آب های شفاف جوشنده یک چشمه دارم
* با گذشت قرن ها
باز هم آمدم
ابراهیم زادۀ من بود
و اسماعیل پروردۀ من
گاهی در وجود زنی از تبار فرعونیان که موسی را در دامنش پرورید
گاهی مریم عمران، مادر بکر پیامبری که مسیح اش نامیدند
و گاه خدیجه، در رکاب مردی که محمد اش خواندند
* فاطمه من بودم
زلیخای عزیز مصر و دلباخته یوسف هم من بودم
زن لوط و زن ابولهب و زن نوح
ملکه سبا من بودم و
فاطمه زهرا هم من
* گاه بهشت را زیر پایم نهادند و
گاه ناقص العقل و نیمی از مرد خطابم نمودند
گاه سنگبارانم نمودند و
گاه به نامم سوگند یاد کرده و در کنار تندیس مقدسم
اشک ریختند
گاه زندانیم کردند و
گاه با آزادی حضورم جنگیدند و
گاه قربانی غرورم نمودند و
گاه بازیچه خواهشهایم کردند
* اما حقیقت بودنم را
و نقش عمیق کنده کاری شده هستی ام را
بر برگ برگ روزگار
هرگز منکر نخواهند شد
* من مادر نسل انسان ام
من حوایم، زلیخایم، فاطمه ام، خدیجه ام
مریمم من
درست همانند رنگین کمان
رنگ هایی دارم روشن و تیره
و حوا مثل توست ای آدم
اختلاطی از خوب و بد
و خلقتی از خلاقی که مرا
درست همزمان با تو آفرید
*
بیاموز
که من نه از پهلوی چپ ات
بلکه استوار، رسا و همطراز
با تو زاده شدم
بیاموز که من
مادر این دهرم و تو
مثل دیگران زاده من!
سلام
خیلی ممنون که بهم سر زدی
فق تویی که منو درک میکنی
هیشکی دیگه منو دوست نداره
ولشون کن
یه معما گذاشتم توی وبلاگ
اگه تونستی جواب بده
جایزه هم داره
محبت دوستی میاره
دوستی هم رابطه و دید و بازدید میاره
میام خدمتت
وای خدای من کلی خندیدم خیلی عکس با حالی بود ممنونم






منو یاد خوابگاه انداخت
گل لبخند روی هر لبی بشکفد آن صورت را زیبا میکند
خوشحالم به زیبایی شما کمک کردم
هاها! امروز من چقدر باید بخندم از دست شما
ببینم تو ادارتون هم این جوری صرفه جویی می کنید؟!

و اما اون شعر آنتی زن، خونده بودمش خوشم اومد... تا اون جایی که یادم میاد یه خانم در اثر قلیان احساساتش نوشته بود!البته اگه اشتباه نکنم یه خانم بود
گل مریم و خنده ؟
به این میگن شاهکار
من تونستم گلی رو بخندونم. هوووووووووووووووورا
گلی جان! قلیان نه . اون غلیانه
غلیان! اصل مطلبو بچسب با املا چی کار دارین آخه

چسبش کم بود خواستم با غلیان چسبش کنم دیدم اونم غلطه
این خنده های گلی کمی مشکوکه
آبجی! خواستگار قراره امشب بیاد؟
گناهی
اصلا متوجه نشدم
من از این شکلک چیزی دستگیرم نشد
خوب کاری کرده{اسمایل دست و هورا}
کدومشون خوب کاری کرده؟
پیرمرده یا نابغه یا حوا ؟؟؟
سلام آرمانی
به زودی زود افتتاح رسمی می شه
دعوت نامه ام را چرا نیاوردی مجید! ؟
پیر مرده رو میگم گناه داشت... نمیخواست بیشتر زندگی کنه
عمر زیادی هم خوب نیست
قانع باید بود حتی در مورد عمر
پیرمرده
مطمءنی؟
حکایت زیبای این پیرمرد،چقدر وصف الحال من است


یعنی زندگی اینقدر سخت و ناهموار شده است؟
نه استاد هنوز برای شما زود است
به نیت شما خود صدقه خواهم انداخت
حق داشت
بله حق داشت
اوهوم
خوبه
چقدر پیری تلخ است
کاش نبود
سلام خوبی؟


ببخشین ادامه مطلب و خوندم
واقعا عالی بود
مرسی خوبم
من که گفتم خانما نخونن شوخی بود
اینجا مطالعه همه چیز آزاد است
ســــــــــــــــــــــــلام آقا آرمان گل


با قسمت صندوق صدقه اش خیلی حال کردم . خیلی قشنگ بود .
این داستان های زیادی قشنگو از کجا میارین ؟
از خوندنشون سیر نمیشم .
گاهی فقط میام تا یه داستانو دوباره بخونم و برم .
اما بطور کلی من تو صندوق صدقه های ایران چیزی نمیندازم چون هیچی به فقیرا نمیدن.معلوم نست (هست)که چکارشون میکنن.
میدونی چرا اینو میگم .؟
چون وضع فقیرای ما روزبه روز داره بدتر میشه و وضع پولدارشم روزبه روز بهتر میشه.
اگه
فقط اگه
یکم از این پولا به مستحقش میرسید منم توش پول میریختم.
منم خودم تو صندوق صدقات پول نمی ریزم
خودم هم سرکار و هم خونه صندوق صدقات دارم و روزانه صدقه میریزیم توشون
خدا داده مستحق در اطرافم که با دست خودم بهشون میرسونم
وجدانم راحتتره
آخی...بیچاره پیرمرده
پیری درد فردای همه ماست
اصلا دلم نمیخاد به اون مرحله زندگی برسم
منم چند بار این کارو کردم
وقتی شنیدم کاری عمر رو زیاد میکنه ازش دست کشیدم
ادامه مطلبو خوندم
وقتی میگین خانوما نخونن خب بیشتر حریص میشیم
خیلی زیبا بود
همیشه بخاطر همین چیزها از دختر بودنم ناراضی بودم و هستم
این مطلب انگار از اعماق وجودم بود دوستش داشتم
حس یک موجود اضفه و ضعیفه بودن همشه آزارم میده
راستی اگر اجازه بدهید با افتخار لینکتون میکنم
عمر زیادی خوبه اما پیری نه


ولی صدقه برای رفع بلا خوبه. صدقه رو بدهید
خوندن هر مطلبی ازاد است . این فقط یه شوخی بود.
از دختر بودن ناراضی نباشید
تلاش کنید شرایطی در جامعه ایجاد کنید که به زن بودنتان افتخار کنید
بنده نیز لینکتان کردم البته با افتخار
حالا پیرمرده یه امتحان میکرد بد نبود شاید صندوقش خراب در میومد
زمستان پول گاز زیاد و تابستان پول آب زیاد و دیگر هیچ.
البته فیش گاز ما انصافا خیلی خوب اومده البته به نسبت همسایه ها
خراب بود که پولش هدر میرفت
ببین سینا جان! اینجا سوخت و سوز بالاست
هم انرژی هم عمر و زندگی ملت
خواستین حاضریم قبض گازمان را با هم تبادل کنیم
دلم برا پیرمرده سوخت. حتما زیادی عمر کرده خسته شده از زندگیش.
به این عکسه هم کلی خندیدم. از ایرانی جماعت هر کاری بر میاد.
روزگاری که جوانش را خسته کند از پیرمردش چه انتظارست
خنده شما هدف ماست.
از اینکه با ما همراهید خوشوقتیم
مرسیییییییییی همشون جالب بودن
سلام بر داداشی آرمان 99 ساله
ممنون بابت لینک من هم خوشوقت تر شدم
صدقه رو اتفاقا میدم البته بیشتر برای خانواده
یه روزی امیدوارم بتونم به دختر بودن خودم افتخار کنم
همین امروزم هم میتونید به دختر بودن خود افتخار کنید
در این چند دهه ، رشدی که خانمهای ایرانی در زمینه های فرهنگی و اجتماعی داشته اند کم نبوده است
شاید به اندازه هزار سال پیشرفت و نمود داشته اند
سلام داداشی من اومدم




خوبی؟
شرمنده درگیر کار بودم نرسیدم بهت سر بزنم
والا با این قیمتهای نجومی که واسه برق و گاز و آب تو فیش ها می زنن هر کی هم نمی خواد صرفه جویی کنه مجبور به صرفه جویی می شه
هی به مامانم اینا گفتم بچه زیاد بیارن گوش نکردن
قدیم می گفتن فرزند کمتر زندگی بهتر ولی الان با یارانه ها فرزند بیشتر یارانه بیشتر هزینه ی کمتر
دلم از این وضع گرفته بود شرایط غر زدنو فراهم دیدم غر زدم
خب داداشی من تصمیم گرفتم شاد و خوش زندگی کنم
بهم سر بزن باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوش امدی

معلومه گرفتاری
صرفه جویی خوبه ولی اینطور که پیش می ریم باید صرفه نظر کنیم نه صرفه جویی
تصمیم خوبی گرفتی
دل خانه غم نیست، سرای شادی است
پس با شادی آذینش ببند
مرسی آبجی
ممنونم
رمز پست رو تو قسمت خصوصی براتون گذاشتم
ممنون
چقدرمطلبتون همون پیرمرده قشنگ بود...آخی...یعضیا اززندگی سیرن...
اشتهای جوانی در پیری کور میشود
هیچ کس فرسودگی را دوست ندارد
چرا شما از پاییز خوشتان میاد
اونم مثل پیریه
خیلی ابتکار جالبی بود ...واقعا طرف نابغه بوده
اون مطلبی هم که درباره صدقه بود خیلی قشنگ بود
همه ایرانیا نابغه اند
قشنگی در چشم شماست
بابا فکر بد نکنید بایاد نظراتم رو ببینید متوجه میشید
بنده خدا یه کامنت گذاشته
همین
منو فکر بد ؟
حتی اینقدر ( . )
از کجا فهمیدی؟
شایدم از غصه از دست دادن زنش بوده که نمی خواسته دیگه زنده بمونه
دلی پاک
معصومیتی از تبار فرشتگان
و باوری ساده تر و صاف تر از آب های شفاف جوشنده یک چشمه دارم
خنده داره !خیلی خنده داره
مرد : دل پاک ؟
مرد : معصوم اونم از نوع فرشته؟
مرد :باور ساده؟
خیلی جالب بود مرسی
البته من نخوندما !
معلومه اصلا نگاش نکردی
امان از دست تو
سلام


سلام
و هزار تا سلام
خدمت یه داداش مهربون
اگه گفتی من کیم یه جایزه بزرگ پیشم داری
فقط دلم میخواد این آجی فراریتو نشناسی
یه بانو اومده ولی نه شرقی نه غربی
منم یه بانوی اریایی
چه سلام آشنایی ؟؟؟
همین سلامت خودش جایزه است
مرسیییییییییییییییییییییییییییییییییی