من خنده های خدا را دیده ام
در چشمان محمد، هم او که آخر هفته ها کنار پنجره بهزیستی به انتظار آمدنت
با انگشت اسمت را روی شیشه مه گرفته به زبانی که خود تنها می فهمد نگارش میکند.
من خنده های خدا را دیده ام
در تبسم تلخ سجید دیده ام. آنگاه که احوال دل و دلدارش را خواهرانه می پرسیدی
وقتی که دنیا چون گوری سنگی بر او تنگ آمده بود.
من خنده های خدا را دید ه ام
در تماشاخانه چشم مادری که شکفتن ترا می نگرد،
انگار که می خواهد خود از غنچه به گل بنشیند.
من خنده های خدا را دیده ام
بخواه تا یک به یک نشانت دهم
از دستهای کوچک بهار تا موهای زمستانی پدر
از قدمهای خسته نگاهت تا قدمگاه قلبت
خوب نگاه کن. دیدی؟
انصافا خنده های خدا زیبا نیست؟
ح.ا: این پست را در پاسخ یک دوست که فقط از گریه خدا نوشته بود، نگاشته ام.
میخاستم بداند خنده های خدا زیبا و فراوان است فقط کافیست "چشمها را باید شست..."
اگه بخوایم به چشم بصیرت نگاه کنیم همه ی آُرفریده های خداوند زیباست!
حتی شیطان.
آفرین به ذهن باز و چشم زیبا بینت
انصافا درست گفتى
همه چیز زیباست ...
چون مخلوق خداست !!!
خنده ی خدا زیباتر ...
به قول داش نیما: شیطان هم زیباست
خدا زیباست و زیبا آفرین
چشم زیبا بین کم است
چه عکس قشنگییییییییییییی!
به نظر خودم هم خیلی قشنگه
البته تعریف از خودم نباشه
هنگامی که قدم در این دنیا می نهی
خدا
زیباترین لبخندش را نثارت کرده
تو چشم بگشای
که این خنده همچنان هست
در دستان پسرک گل فروشدر خده مادرت
در انتهای جاده ای بی همسفر
در بازی بی امان بچه ها
دست های مادر و عزیزترینانت
تو بنگر
خده خدا را می بینی؟!
چقدر قشنگ خنده خدا را توصیف کردی
واقعا قلم برازنده ای داری بانو!
کاش یه پستی در این خصوص میزدید
بانو! ول کن مبحث عشق را همه یه جوری یه جایی یه وقتی در آتش عشق جز ولز کرده ایم
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید
...
آفرین نسیم جان! من از تنبلی خودم بقیه شعر سهراب را ننوشته بودم
دستت درد نکنه
به به زیبا بود
خدایی چقدر ما از خنده های زیبای خدا غافلیم
فکر کنم اشکال ما اینه که همیشه نیمه خالی لیوان را نگاه میکنیم
اینهمه زیبایی چرا فقط زشتیها را نگاه میکنیم؟
در اسمان نایافته ای ندیدم جز ستاره گانی که چشمک های از سر عادت میزنند
در زمین زایش دیدم
اگر خورشید بر او برتابد
احسان طبری اگر چه فیلسوف است اما شعری دارد بنام زمین
زمین که زادگاه
گورگاه ادمی است
چو اژدهای جادوئی ز ژرفنای خود
بر اورد بساط نغز خرمی
سپس به کام خود کشد هر آنچه را که کشته بد
به کام مرگ میدهد
هر آنچه را کشته بود
و......
بر این زمین عبث مرو
بیافرین
بیافرین
اینچنین کلام زیبایی را جز از مهربانی چون کوروش عزیز کجا می توان سراغ کرد و شنید
انصافا غنیمت است
تحت تاثیر قرار گرفتم....
حالا این اسمهایی که گفتی شخصیت حقیقی بودن
صد در صد حقیقى
اما من یادم نیست کی خنده خدا را دیده ام .
منم دلم ههوای خند های خدا را کرده پس کو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خانم معلم! شما دیگه چرا
اینهمه خنده خدا را روی لبهای شاگردانت مگر ندیده اید!؟
البته اگر سخاوت بیشتری در نمره دادن به خرج دهید بیشتر هم خواهی دید
درست نمیگم؟
درسته رو لب های شاگردام دیدم اما من رو لبهای خودم میخوام ببینم .
خند های اونها شادم نمیکنه من دلم یه دل سیر خنده میخواد .
درضمن من نمره مجانی به کسی نمیدم .
اینهمه موضوع برای خنده چرا خنده تان نمی یاد؟
میخاین عکس خودم را براتون اینجا بذارم بلکی یه چند وقتی گل خنده رو لباتون بشینه؟
آخه من همیشه نیشم بازه
چه خدای خوبى
آره بخدا
سلام




سلام آبجی کم پیدا
من خنده های خدا را دیده ام
در تنگنای بی کسی ودوری یه عزیز
من خنده های خدا را دیده ام
در دستان کوچک کودکانش
من خنده های خدا رو دیده ام
در پوکه های رگبار ظلم
من خنده های خدا را دیده ام
در دوری مادری از فرزندش
من خنده های خدا را دیده ام
در پر زدن دل یه هم وطن از دوری وطنش
برادر خوووووووووووووبم
خنده های که من دیده ام تلخه خیلی تلخ
خنده های تلخ را قبول دارم
اما خنده های شیرین هم کم نیستند
سلام آقا آرمان گل گلاب

حال شما ؟
پست زیبایی گذاشتین .
راستی منتظر حضور گرمتون در وبلاگ خودم هستم.
ممنون مرسی
حتما میام
سلام ... از تلاشی که برای بسط توحید و یکتاپرستی متحمل شدید
ممنونم
فرخ خان! اصلا صحبت این حرفا نیست
من دوست دارم همیشه زیبایی های یک چیز را ببینم
از اینکه دایم به نقاط تنفرانگیز آن فکر کنم مگر چه چیزی حاصل میشود
نیمه پر لیوان از نظر من دیدنی تر و ملموستر است
سلام
مطلبتون خیلی زیبا بود
ممنونم از حضورتون
منتظرتون هستم
فعلا
منم ممنونم
حتما دوست من
سلام!


یه چی بگم؟!
میشه بگم؟
می خوام بلینکمت میشه؟
چرا که نه
بزار اول من بیام وبلاگ شما را زیارت کنم
دوست داشتم نوشتت را مرسی
از نوشته های شما بهتر که نیست آبجی!
ممنونم
هیچ وقت نمیخواستم دیگه بیام اینجا ولی وقتی حال این چند روزه ی بانو رو میبینم دلم کباب میشه!!!!



قیچی گرفتی دستت داری بال خودتو و بانو رو میچینی و نشستی یه گوشه می خندی؟؟؟؟
حرف خودته یادته یه زمانی؟
کاش از اون پرندمون همیشه بالای سفیدش همیشه پرواز تو اوجش یادمون میموند!
بالاتو پس کردی داری اون بال سیاهای زیرشو به همه نشون میدی که چی بشه؟؟؟؟
پس نظراتتم ببند و خلاص!
تو که واسه این همه وقتای عزیزت که توی وبت گذشته ارزش قائل نیستی پس واسه اومدن دوستاتم فکر نمی کنم ارزشیی قائل باشی!!!!
همه بی خیال! ولی بانو رو
فقط بگم ازت خیلی بیشتراز این رفتارای بچه گانه انتظار داشتم
نذار تو تموم ذهنا آرمان تبدیل بشه به کسی که نتونست با باد و طوفان دوووم بیاره
آرمان
حرمت این همه بودن کنارتو نشکن!
نصیحت نیست الان وب بانو بودم دیگه تحمل سکوت برام سخت بود
نمی خوای بیای لااقل دل بانوتو آروم کن* لطفا*
فکر کن خواهرت داره باهات حرف میزنه! *بازم لطفا*
مراقب بانو و خودت باش *لطفا*
داداش خوب و مهربونم
خنده های خدا تو خنده های همسرتم هست که تو این روزا دریغ کردی ازش