X
تبلیغات
رایتل

ماه و خورشید من  چاپ

تاریخ : دوشنبه 28 فروردین‌ماه سال 1391 در ساعت 12:36 ب.ظ


تو خورشیدم، بیا از شرق چشمانم


تو مهتابم ، به تاب از ماه در جانم


 

خدا می داند از عشقت چه رسوایم


چه بر دل رفته تا امروز از آنــــــم


 

ترا در کعبه ی دل می پرستیدم


به کفرش متهم کردند ایمانم


 

به پایت سر نهادم تا بگیری جان


هزارم جان رسد هر بار قربانم


 

دل از دنیا بریدم ای تو دنیایم


مگر عشق تو آرد سر به سامانم


 

 

بانوی عشق! چشم انتظار جوابیه شما هستم!


میدونم که می تونی!

نظرات (3)

ستوده دلم برات تنگ شده
دوست خوبم:
آخه!!!!!!!!!!!!

مثل من
دل ودینـــــــــم برفت تــاراج عشقت ای عزیزم
به هر سویی نگه کردم بجز آن قد رعنایت ندیدم

این بیت یادم اومد عزیزم منو ببخش خستگی نمیذاره چیزی به ذهنم بیاد .
این را بدان تو هستی من عشق من دوستت دارم بینهایت
دوست خوبم:
جوابت را توی یه شعر امروز برات پست می کنم گلم!

بذار کمی فکرم آزاد بشه

قربانت گردم

فکر کردم ستوده وبلاگشو حذف کرده کلی ناراحت بودم
دوست خوبم:
حالا که خوشحال شدی مشتلق ما را بده
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.