X
تبلیغات
رایتل

یاس کبود  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 17 فروردین‌ماه سال 1391 در ساعت 08:20 ق.ظ


ایهالناس!  تن ِ یاس ِ من این رنگ نبود


روی گلبرگ ِ سفیدش اثر  ِ چنگ نبود


 

با من از کینه اگر جنگ و جدالی ست ولی


با گل و سبزه ی این باغ سر  ِ جنگ نبود


 

باغبان تا به سفر رفت شما را دگر از


پا زدن بر سر گلهای علی ننگ نبود


 

بعد از آن سرو دل انگیز در این باغ بزرگ


عرصه بر زشتی و سرمستی تان تنگ نبود


 

با من این باغچه ی سوخته می گفت شبی


بی خودی اینهمه در قلب شما سنگ نبود



دلم میخواست از زبان یاس کبود میگفتم ولی نمیدانم چرا حال علی برایم غریب تر و دردناکتر به نظر رسید.

نظرات (10)
سلام بر آرمان عزیز ...
ممنون از این سروده آسمانی . انشاءالله که شفیعه ی محشر دستگیر دنیا و آخرتمان باشد .

سلامت و پایدار باشید.
دوست خوبم:
انشاله

درود سعید خان!

چرا اینقد پره غم بود ؟
دوست خوبم:
چون واسه یه عزیز از دست رفته نوشته بودمش ابجی!


ممنون
بازم تسلیت میگم ...

دوست خوبم:
همینطور

روزگاران بر شما خوش وخرم
مرسی بابت یادآوری! اصلا نمی دونستم



این طرفو بیشتر دوست داشتم تا اونطرف
دوست خوبم:
خوش به حال من که بی طرفم
سراسر جمله عالم پر زنانند
زنی چون فاطمه خیرالنسا کو
دوست خوبم:
فاطمه فاطمه است
سلام
برایتان اجر خداوندی باد.....
دوست خوبم:
همینطور
سلام
این ایام عزیز رابهتون تسلیت عرض می کنم

پس لازم شد آبدزدک رو هم لینک کنم
اما چرا آبدزدک؟ شاید با گرمک هم وزنه

به هر حال وبلاگ جدیدتون مبارک باشه

من سر فرصت همه پست هاتونو می خوانم
دوست خوبم:
اتفاقا سابقه این یکی بیشتر است
بسیار زیبا سرودی
دوست خوبم:
سپاس
میگم آرمان...امید....کدومشونی حالا؟؟!!!!!
دوست خوبم:
چه فرق می کند؟
شاید روزی با امید به آرمان رسیدم
هه هه.... پس اسم عیالم باید آرزو باشه......؟؟؟.....
دوست خوبم:
چقدر خوب
اینجوری آرزوات همیشه براورده است
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.