X
تبلیغات
رایتل

اشک شوق  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 3 اسفند‌ماه سال 1390 در ساعت 05:05 ب.ظ

این اشک نباشد که رُخم کـــــرده فراگیر

 

شوقست که از چشم ِ ترم گشته سرازیر

 

 

شوقم همه از دیدن و از بودن با توست

 

حاشا که دمی چشم و دلم از تو شود سیر

 

 


سری به کلبه ی صهبانای عزیز زدم تا حالی بپرسم

 

شعرش وسوسه انگیز شد و این شد که می بینید

نظرات (6)
شعر زیبا بود
دوست خوبم:
ممنون
درود بسیار بر آرمان عزیز
مدت ها بود که خدمت نرسیده بودم
یادم بود که روزی اعلام انحلال نمودید
و دیگر نه نمی نوشتید و نه پاسخی می دادید
کلی دلمان سوخت و رفتیم . امروز از دیدن مجدد
نوشته هایتان بسی شاد شدم و بازلینک آبدزدک را
فعال کردم . خوب بازمی گردید یک خبری هم به دوستان
بدهید . جای دوری نمی رود به خدا
دوست خوبم:
من که همیشه خدمت می رسم
بسی زیبا بود آرمان عزیز.
آفرین بر این طبع روان گوی شما که با دیدن ترک دیوار هم شعر گفتنش گل میکند واحساساتش روان .
میگم اگر ستون بیارم چی میشه
دوست خوبم:
بازم گل می کند
زیبا بود
ولی من با دیگران کمی فرق دارم. من معمولا آخر هر شعری یه تیکشو به عنوان بهترین انتخاب میکن و مصراع سوم این شعر به نظرم زیباترین بود

شوقم همه از دیدن و از بودن با توست
دوست خوبم:
شما همه جوره لطف دارید
ممنون با توجه می خوانید
عالیه مثل همیشه
دوست خوبم:
سپاس بیکران
ممنون که با نوشتن مطالب دوستان در وبلاگت دوستان دیگر را هم مهمان کلبه آنها میکنی
دوست خوبم:
شما لطف دارید
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.