X
تبلیغات
رایتل

التهاب عشق  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 22 دی‌ماه سال 1390 در ساعت 02:15 ب.ظ

آتش این عشق چون بالا گرفت


دامــــــن ما را نه آن تنها گرفت


 

جمله می سوزند با آن خشک و تر


شعله اش از خاک تا دریا گرفت


 

آن یکی دل می گدازد در سکوت


دیگــــــری را خون دل مانند قوت


 

بی نصیب از التهابش کس نماند


میوه یی از گرمی اش نارس نماند


 

وه چه غلیان می کند در سینه مان


می بـــــــــــرد فریاد مان تا آسمان


 

شکر ایزد شعله اش در ما گرفت


عشق مجنون آتشش لیلا گرفت


 

هر دو می سوزیم، اما سرخوشیم


از شراب عشق مست و ناهوشیم


 

در سایت کوروش عزیز پستی خواندم هوس کردم چیزی برایش بنویس. این شد.

نظرات (7)
ziba bud..mese qabliya

بهله بهله بازم شعری دیگر و زیبا
دوست خوبم:
و باز هم بهله دیگر
خوب بود
دوست خوبم:
خوبی از خودتان است
سلام
خوبی؟
قشنگ بود.
دوست خوبم:
مرسی
درود
خوش بحال کوروش که شعرش براش مینویسید ما که در حسرت شعر دیگران مردیم که وبلاگشون یادی از ما کنند
اینم آخر حسادت
دوست خوبم:
حسادت ندارد بانو! برای شما هم شعر می سراییم
چه آهنگ خوشگلیه
دوست خوبم:
لطف دارید
چه زیبا گفته اید آرمان خان .
خوشم میاد تا یک جایی چیزی میبینید زود در وصفش معشوقتان شعری میگید .
دست مریزاد میگم این همه استعداد را از کجا آوردین خب یه کم از این همه طبع لطیف به من بی استعداد بدین .
من که هیچ هنری ندارم حداقل اینطوری هنرمند میشم
دوست خوبم:
هنر شما ستودنی است
باید ستایشگر را یافت
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.