X
تبلیغات
رایتل

فرهاد و شیرین  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 31 خرداد‌ماه سال 1390 در ساعت 09:48 ق.ظ

من از داستان اسطوره ای فرهاد و شیرین خیلی خوشم میاد. بگذریم از عاشقانه بودنش، یه چیزی توش هست که منو جذب میکنه. اگرچه شیرین به خسرو دلبستگی دارد اما با شیطنت یه نیم نگاهی هم به فرهاد دارد. اما فرهاد صرف نظر از عشق شیرین به خود، به او دلبستگی دارد. تا آنجا که رشوه گزاف خسرو را برای فراموش کردن شیرین نمی پذیرد و در عوض شرط خسرو را که کندن کوه بیستون بعنوان تنها راه رسیدن به شیرین است را با جان و دل می پذیرد. وقتی هم که با فریبکاری خسرو مبنی بر فوت شیرین کندن کوه را دیگر بیهوده می بیند، وصال را تنها بر روی کره خاکی جستجو نمی کند. او میداند که شیرین بخشی از وجود و حیات اوست و به دنبال وصال شیرین در سرای باقی از جان شیرین گذشته و خود را از بالای کوه به پایین پرت میکند.


قبلا گفتم دلتنگ بیستون شده ام و میخواهم به دیار فرهاد بروم. حالا دارم میرم. یه چند روزی نیستم. دلم برای دوستان تنگ می شود اما به یاد همگی هستم.


این شعر شرح حال دل من در توصیف بیستون بدون فرهاد است.

لطفا با سعه صدر بخوانید. ممنون همگی هستم.

 

چــرا ای کــوه خاموشی تو امشب    به تنهـــــــایی همــــآغوشی تو امشب؟


یکی هـر شب در اینجا تیشه میزد      چـــــــــــــــرا او را فراموشی تو امشب؟


خــودم دیـــدم که مـردی کوه میکَند     به انکـــارش چه می کوشی تو امشب؟


چــــرا ای مــاه امشب پشت ابری؟     نه مهتـــابی! سیـــه پوشی تو امشب


یکی گفتا به من ناگـاه: خامــــوش!     گمانــــم سخـــــت ناهوشی تو امشب؟


نمی بینی چه غــم افتـاده در کـوه      در این ماتـم چه می جوشی تو امشب؟


بــه یاد ِ آنــکه افتـــــاد از سر ِ کوه      مـــــــی ِ انـــدوه می نوشی تو امشب


یکــی فرهاد اینجـــــــا کـــوه میکَند      خبــر آمد چـــــه می کوشی تو امشب؟


که شیرین مُرد و کوهت ناتمامست      به بـاطل تیشــــه بر دوشی تو امشب


به خــــود گفتا که ای فرهاد بایــــد       شــــــراب دیگـــــری نوشی تو امشب


اگـر از جان ِ شیرین دست شویی       به شیــرینـت همــــآغوشی تو امشب



سوخت نوشت: از هر چی بگذریم حرف نون و آب واجب تره . یه کارت بنزین الان بیشتر به درد من میخوره تا این شعر آبکی و عشقولانه. کاریکاتور پایین هم همین رو میگه .



ح.ا.1: این جمله رو تو فیس بوک دیدم شما هم مطالعه بفرمایید. برداشت آزاد است. برداشت من در راستای طرح امنیت اخلاقی بود.


خواستند تا بوس و آغوش را از عشق بگیرند. افسوس تنها عشق را از بوسه و آغوش گرفتند.


ح.ا.2: یه فرشته زمینی راهیه بهشت شد. به وبلاگ لحظه های ناب یه سری بزنید. مادری سایه مهرش را از سر مهربانی کوتاه کرد و رو به آسمان بال پرواز گشود.

نظرات (74)
سلام
من نمی دونستم خودشو از کوه پرت می کنه پایین!!!
چقدر اسکل بوده فکر نمی کنم یه زن انقدرا ارزش داشته باشه
.
.
.
خوش بگذره
سلام !!‌من هم برگشتم با تجدید فیزیک در شهریور حالا بین خودمون باشه !!
باور شاید نکنید از جمله که گزاشتید هیچی نفهمیدم !!
سلام
آرمان جون چرا دیگه به وبم سر نمی زنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
داداشی من چرا دیگه جواب نظراتو نمی ده؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من منتظرتم
سلام :)
وااا !!
الان باز فوتبال تعطیل شد؟؟!!
باز تایید دار شد؟!!
اینجا جن داره؟!!
سلام دوست عزیز
خوش بگذره ! شعر زیبایی بود . لذت فراوان بردیم !
در مورد اون جمله ، من باهاش موافق نیستم . کلا عشق چیزی غیر از بوس و کناره ! وقتی به اون مرحله رسید ،‌عشق مثل رودخونه ای که به دریاچه رسیده از تب و تاب می افته و ساکن میشه .
سلام

تعطیلات خوش میگذره؟



همیشه خوش باشید
سلام
سفر خوش میگذره!!؟؟
ایشاا... که شاد باشید



ای وای ، کجایی ؟ دلمان که ترکید
اگر هنوز هم بدنبال فرهاد میگردی
سالهاست که بیستون بی فرهاد است
دیگر نکرد باز آیی و شنگین کلک را دریاب
تا شنگ بی شنگین کلک نشده است
گفتی میری بیستون حتما داری میری کرمانشاه
خوش به حالت اونجا شهر عشق منم هست
اومدی بهم سر بزن

'گفتم شاید الان دارید به موسیقی گوش می کنید!
سلام آرمان خان

یعنی یه هفته است نت کور و سوته

بابا چه آرامشی داریما
میخوای یه دو هفته دیگه هم بمون
میگم راستی الانم که سفرین تاییدو برنداشتی ما آزادیه بیان داشته باشیم؟


بانو ی عشق واسه من سوغاتی بیاری یا
سلام آرمان عزیز

ممنون که همیشه میای پیش من

این روزا درگیر بودم نتونستم بیام اینجا

این روزا چیزی که کم چیدا میشه عشق واقعیه
جیزی که من زیاد میبینم همش یه جور مصلحته

بگذریم............

سلام
همچنان در سفر هستین؟؟؟
جای ما رو هم خالی بفرمایین
با عکسایی از بانو عسل بروزم
سلام آقا آرمان
سفر چطوره؟
خوش میگذره؟
راستی اگه از بیستون رفتی بالا دست بانو رو هم بگیر با خودت ببر بالا
ولی هلش ندی یوقتا
خوش باشین
توجه توجه
پیرمردی 99 ساله از روستایی خیلی بزرگ
که عادت به رفتن راه های دراز دارد مدتیست
با عشقش در جستجوی فرهاد به بیستون رفته اند
و دیگر اطلاعی از ایشان در دست نیست . از یابندگان
یا مطلعین خواهشمنیدم هرچه سریعتر به نشانی شنگ
اطلاع داده ودل شنگین کلک را از نگرانی برهانند که سخت
بیتاب اوست و مژدگانی دریافت کنند



هنوز نیومدی دااااااااداااااااااااااااش
سفر خوش میگذره آرمان جان؟
تو شیرینت رو پیدا کرده ای
مبادا با خودت تیشه بیاوری!!!


آقا آرمان دام نگران میشم ها ............
سفر و گشت و گذار خوش بگذره
شعراتون واقعا عالین
دمت گرم !
دوست خوبم:
خواهش میکنم
دلتان سبز و تازه
عجب ماشینی... با ابم راه میره
منم میخوام

برا من بنزین میخوره هیچ... گازم میخوره ولی همش شکمش خالیه
دوست خوبم:
از اسمش معلومه
آبکیه
( تعداد کل: 74 )
<<    1       2   
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.